ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
مقدمه 35
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
است . . . و باز كويند كى تركيب اين اخلاط از منى مادر و بدرست و از غذا و باز گويند كى تركيب اغذيه از كوشتهاى حيوانات بوذ و از نبات و باز گويند كى تركيب نبات از خاك و آب و هوا و آتش [ بوذ ] . . . و باز از وجه تحليل بالحد جنان بوذ كى . . . » 16 ، « و باز اكر سبب اين جشنكى دروغ كرمى خلط بوذقى بايذ كردن . . . باز اكر جشنكى از خشكى مزاج مرى است . . . علاج وى كشكاب بوذ . . . باز اكر كرمى و خشكى بوذ علاج همين بوذ . . . و باز اكر اين جشنكى دروغ از خلطى بلغمى بوذ قى بايذ كردن . . . » 384 ، « كويند از همه ترتر فربيهى است و باز كوشت دماغ و باز كوشت نخاع و باز كوشت شوشه و جگر و باز كوشت سبرز و باز كوشت كرده و باز كوشت عضله » 140 2 - قيد بيان مدت ( از گذشته تا حال ) : « و بوذ كى مردم از دير باز جماع نكرده بوذ » 506 3 - بجاى « باى » اضافه : « تا زفانه لقام مهره كردن را باز جاى خويش برذ » 311 * « اندر » بجاى « در » - در نسخهء اساس كه در اين چاپ متن قرار داده شده است تقريبا همه جا « اندر » بجاى « در » حرف اضافه به كار رفته است و از اين جهت كتاب هدايه در بين آثار منثور قرن چهارم در درجهء اول قرار دارد . * « راى » زائد : - 1 - به كار بردن « را » در جملهاى كه فعل آن بصيغهء مجهول است مانند : « اكنون اعراض را نيز ياذ كرده آيذ » 197 ، « ببايذ دانستن كه شوشه را ريش شذه است » 334 ، « اين يكى را ياذ كرده آيذ كه مر او را ذو القرعتين خوانند » 810 2 - استعمال « را » پس از فاعل يا مسند اليه - « و نشان اين كونه ماليخوليا كه ورا مراقى خوانند اين بوذ كى طعام بسيار آرزو كنذ اين بيماران را و نكوارذشان و شكم باذ كيرذشان » 247 ، « جنانك اكر كسى را شقيقه دارذ يا درد سر بدانى كه بانتشار باز كردذ يا بجشم آب فروذ آيذ » 781 ، « علاج خالص را جنان بوذ كى ياذ كردم و علاج ناخالص بفصد بوذ » 331 * « باء اضافه » بمعنى « با » - « شور با بمرغ ماكيان بخته جرب نيك آيذ » 498 ، « تب مطبقه بنير و بوذ » 350 ، « اشق را بسركا فرغار كند » 610 ، « هر بامدادى كلنگبين بانكبين خورذ » 256 ، « پالوذه بروغن باذام و شكر » 243